![]() |
![]() |
|
| سوالات و پاسخهای کلامی، اعتقادی، فلسفی |
|
بازگان موفقي بود که کالاها و وسائل تزئيني و گران بهاي زيادي داشت. يک روز از مسافرت بازگشت متوجه شد خانه و مغازه اش در غياب او آتش گرفته و سوخته است در اين حادثه، تمامي دار و ندار مرد بازرگان سوخت و خاکستر شد و خسارت هنگفتي بر او وارد آمد؛ فکر مي کنيد آن مرد چه کرد؟ خدا را مقصر شمرده و ملامت کرد؟ يا اشک ريخت؟ او با لبخندي بر لبان و نوري در ديدگان، سر به سوي آسمان بلند کرد و گفت< خدايا مي خواهي اکنون چه کنم؟>. مرد تاجر پس از نابودي کسب پررونق خود، تابلوئي بر ويرانه خانه و مغازه اش آويخت: مغازه ام سوخت! خانه ام سوخت! کالاهايم سوخت! اما ايمانم نسوخته است! فردا شروع به کار خواهم کرد! اين نمونه انساني است که شيوه رويارويي صحيح با کشمکش هاي زندگي را در رنج ها و دشواري ها آموخته است...[1] [1] . در پناه او، جي.پي. واسواني |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 14:1 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
سلام دوست عزیز
این وبلاگ را جهت بحث در مورد مسائل دین، مخصوصا دین اسلام ایجاد کرده ام. شما میتوانید هر گونه سوالی را که در مورد دین،علی الخصوص دین اسلام دارید در قسمت نظر دهید وارد نمائید. وضعیت تحصیلی و تخصصی من: مشغول به دروس حوزه / دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فلسفه دین در دانشگاه تهران |
|
RSS
|