![]() |
![]() |
|
| سوالات و پاسخهای کلامی، اعتقادی، فلسفی |
|
با این دو لینک تصاویر را ببینید:
۱- نماز جمعه تهران (تقاطع خیابان قدس و بلوار کشاورز) ، آقای پور محمدی (وزیر کشور) در نماز جمعه. عکس :از نویسنده ی همین وبلاگ ۲-تصاویری از مراسم روز قدس در قم.(وبلاگ تا ظهور). |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 16:38 توسط محمد |
|
|
رسول اكرم (صلي الله عليه وآله):
من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم. هر كس كه شب خود را به روز رساند اما به مسائل مسلمين اعتنائي نكند مسلمان نيست.
با اين فرمايش رسول گرامي خدا روشن است كه دولت به ظاهر اسلامي عربستان و اردن و مصر و ... در چه جايگاهي دارند كه يكي سوخت هواپيماهاي اسرائيل را تامين كرد ، آن ديگري نفتش را و...
شهيد مطهري: اگر امام حسين عليه السلام در زمان ما بودند به سراغ اسرائيل ميرفتند.
برادر و خواهر گرامي در اين دوراني كه زندگي ميكنيم دوراني حساس و فوق العاده مهم است . دوراني است كه از طرف رسول اكرم و امامان شيعه چيزهائي براي ما بيان شده است، مثلاً:
· در اين دوران يكي از فرزندان رسول الله از قم عليه ظلم برميخيزد اصحاب او همچون پاره هاي آهن و چون كوه استوارند كه هيچ طوفاني نميتواند آنها را تكان دهد...آنها مقاومت ميكنند و بالاخره حق خود را ميگيرند... · در رواياتي كه علائم ظهور حضرت مهدي را بيان ميكند آمده است: فتنه اي در فلسطين توسط ستمگران (صهيونيزم) عليه ملت مسلمان ايجاد ميشود... ياران حضرت مهدي از قوم فارس (ايران) با اين طاغوت ستيز ميكنند و ... · حضرت مهدي (عج) پس از فتح مكه و بدست گرفتن سرزمين حجاز در منطقه ي بصره با ياران خود در ايران به هم مي پيوندند و عراق را پاكسازي ميكنند و سپس به سراغ فتنه گران فلسطين ( اسرائيل) ميروند و ... · و...
و اكنون اي خواهر و برادر عزيز اين فلسطين نيست كه به ما نياز دارد بلكه اين من و تو هستيم كه به فلسطين نياز داريم. آري من و تو و همه به فلسطين نياز داريم، تا بگوئيم هستيم، تا حضور خود را براي طاغوتيان اثبات كنيم . هشداري به آنها دهيم كه ما آمده ايم و منتظر باشيد كه بعد از اين خواهد آمد همان كسي كه شما هم انتظارش را ميكشيد و دائم از آمدنش واهمه داريد و... هم او كه نسخه ي شما را براي هميشه در هم خواهد پيچيد و زمين خدا را از وجود شما قوم كثيف پاك خواهد نمود. من و تو نه تنها بايد در روز قدس به خيل عظيم و سيل مردم بپيونديم بلكه بايد چشمه هايي از كساني كه خشك و ساكت در خانه ي خويشند جاري سازيم و به اين سيل عظيم پيوند دهيم تا طاغوت هم بفهمد كه... آري و سحر نزديك است... ---------------
پاسخ: عزیز من، اولا جنابعالی در عالم هپروتی. ثانیا اگه حرفی داری چرا بدون هویت اومدی وب یا ایمیل میگذاشتی تا بهتر میتونستم باهات حرف بزنم. ثالثا دلت برای کدام اسلام میسوزه؟ اسلامی که در آن بتونی به همه ی خواسته های حیوانی برسی؟ اسلامی که برای تو فقط وسیله ی رسیدن به دنیات هست؟ اگه اینطوریه من به شما نصیحت میکنم که بی دین باشی خیلی بهتر و آبرومندانه تره. رابعا این حرفها برای آدمهایی است که فهم و شعور این حرفها رو دارن. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 10:49 توسط محمد |
|
|
يادم هست که مرحوم چمران زماني اظهار داشت که شايد پنجاه درصد اين مقاله آقاي صدر در لوموند بود که باعث شد تا او را از صحنه خارج كنند. قذافي پاسخ داده بود که انقلاب ايران انقلابي است كه به زودي به زباله دان تاريخ خواهد پيوست. قذافي در آن مصاحبه ميگويد که اسلام اصلا همين کتاب سبزي است که من نوشتهام... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 21:59 توسط محمد |
|
|
يوستين گوردر در مقاله اي که اخيراً در يکي از پر تيراژترين روزنامه هاي نروژ به چاپ رسانده، به شدت به اسرائيل حمله کرده است. خبرگزاري ميراث فرهنگي _ کتاب _ "يوستين گوردر"، نويسنده نروژي کتابهاي معروفي چون "دنياي سوفي" و "راز فال ورق" در مقاله اي که اخيراً در روزنامه Aftenposten، يکي از پر تيراژترين روزنامه هاي نروژ به چاپ رسانده، به شدت به اسرائيل حمله کرده است. اين نويسنده مشهور در اين مقاله نوشته است:« ما کشور اسرائيل را به رسميت نمي شناسيم، نه امروز، نه در اين مقاله، نه در لحظات سوگ و خشم.» در جاي ديگري از اين مقاله مي خوانيم:« اگر تمام اسرائيلي ها پراکنده شده و مجبور شوند از مناطق اشغالي به نقاط مختلف دنيا بگريزند، آن وقت مي گوييم شايد کشورهاي مجاور آنها آرام شوند و به آنها رحم کنند.»
اين مقاله در سراسر جهان، چه ميان حاميان فلسطيني ها و چه يهوديان طرفدار اسرائيل جنجال زيادي به پا کرده و مطبوعات اسرائيلي و حاميان اسرائيلي ها را بر سر خشم آورده است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 21:40 توسط محمد |
|
|
آنچه در ذیل می خوانید، بیست و سه ویژگی از مجموعه خصال و صفات الهی حضرت مولی الموحدین علی بن ابیطالب (ع) است. این ویژگی ها که در مناسبت های مختلف بر زبان حضرتش جاری گشته است، از میان سخنان آن حضرت گزینش شده است. تمام منابع این سخنان به همراه متن عربی آنها در کتاب ارزشمند" خاطرات امیرمومنان علیه السلام" ذکر شده است. 1. به خدا سوگند، نبی مکرم (ص) مرا در میان امتش جانشین کرد و من پس از وی حجت خدا بر مردم هستم. همانا پذیرش ولایت و امامت من بر ساکنان آسمان ها همان گونه لازم گشته که بر اهل زمین واجب شده است. فرشتگان از فضایل من سخن می گویند و ذکر مناقب من تسبیح ملائکه است. ای مردم! از من پیروی کنید که شما را به راه حق می خوانم و به جانب چپ و راست منحرف نشوید که سرانجام آن گمراهی است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 5:52 توسط محمد |
|
|
چنین روایت شده كه وقتى اصحاب پیغمبر ـ صلّى اللّه علیه و آله ـ بایكدیگر مذاكره مى نمودند كه كدام یك از حروف هجا در كلام زیادتر استعمال مى شود، بالاخره رأى همه بر آن قرار گرفت كه الف زیادتر در كلام مى باشد. ناگاه حضرت امیر المؤمنین ـ علیه آلاف التحیة و الثناء ـ وارد گردید و بدون آن كه قبلاً فكر كند و ترتیب كلماتى دهد كه در آن الف نباشد. این خطبه مفصّل را بیان فرمود كه هیچ الف در آن نیست و آن خطبه این است : اینجا کلیک کنید |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 5:48 توسط محمد |
|
|
چگونگى ضربتخوردن آن حضرت هم در نوشته تاريخ نويسان پيشين يكسان نيست.در حالى كه طبرى و ابن سعد و ديگران نوشتهاند:«چون از سايبانى كه به مسجد مىرسد،بيرون شد،ابن ملجم او را ضربت زد،»يعقوبى كه تاريخ او پيش از اينان نوشته شده گويد:«پسر ملجم از سوراخى كه در ديوار مسجد بود،شمشير بر سر او زد.»اما نوشته ابن اعثم كه هم عصر طبرى است،با نوشته آنان مخالف است و با آنچه ميان شيعيان مشهور است مطابق مىباشد.وى چنين مىنويسد: «پسر ملجم شمشير خود را برداشت و به مسجد آمد و ميان خفتگان افتاد.على(ع)اذان گفت و داخل مسجد شد و خفتگان را بيدار مىكرد،سپس به محراب رفت و ايستاد و نماز را آغاز كرد،به ركوع،و سپس به سجده رفت.چون سر از سجده نخستبرداشت،ابن ملجم او را ضربت زد و ضربت او بر جاى ضربتى كه عمرو پسر عبدود در جنگ خندق بدو زده بود آمد.ابن ملجم گريخت و على در محراب افتاد و مردم بانگ برآوردند امير مؤمنان كشته شد.» (1) بلاذرى به روايتخود از حسن بن بزيع آرد:«چون پسر ملجم او را ضربت زد گفت:فزت و رب الكعبة و آخرين سخن او اين آيه بود. «و منيعمل مثقال ذرة خيرا يره و من يعمل مثقال ذرة شرا يره». (2 ...ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 5:35 توسط محمد |
|
|
http://salibe.persianblog.com/ این وبلاگ مراسمی را که مسیحیان در روزی موسوم به روز به صلیب کشیده شدن حضرت مسیح ( که هر چند از نظر قرآن و اسلام واقعیت ندارد ) انجام میدهند، نشان میدهد. حتماْ به این وبلاگ سر بزنین تا مدعیان آزادی و صلح را بیشتر از پیش بشناسین. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 5:59 توسط محمد |
|
|
سوال: با سلام، سوالي در مورد دين و عقل داشتم ، اينكه عقل چه ارتباطي با دين دارد؟ آيا دين عقل را نفي مي كند؟ لطفا اگر امكان دارد اين نكته را در دين اسلام و مسيحيت مقايسه كنيد.
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات. براي پاسخ كامل به سوال شما ابتدا بايد دين را تعريف كنيم. و سپس عقل را در بخشهاي مختلف آن بررسي كنيم و در مجالي ديگر اين مطلب را در دين مسيحيت نيز دنبال كنيم. تعریف دین: دين اسلام دو بخش دارد بخش اول حوزه ايمان است و بخش دوم حوزه عمل ( بخش اول را جهانبيني ، هستي شناسي، اصول عقايد و اصول دين ، و بخش دوم را فروع دين، احكام و ايدئولوژي نيز ميگويند) جهان بيني يا اصول عقايد: مربوط به هست ها و نيست ها ميباشد. و علم كلام و فلسفه عهده دار اين مسائل مي باشد. در اين حوزه بحث مي شود كه : 1-آيا خدا و خالقي براي جهان و انسان وجود دارد يا نه؟ ( مبدء ) 2-آيا براي اين جهان فرجام و سرانجامي هست ؟(معاد) 3-آيا از طرف خداوند برنامه اي توسط پيك مخصوص ايشان (پيامبر) براي انسان ابلاغ شده يا نه؟ ايدئولوژي يا احكام دين: اين بخش مربوط به بايد ها و نبايد هاست. بحث در مورد برنامه ي هماهنگي در مورد رفتار و اعمال انسان است. و علم فقه وظيفه دارد اين برنامه ي زندگي را طراحي كند. حال به پاسخ جنابعالي مي رسيم :
بخش اول یعنی جهان بینی و عقاید : در دين اسلام شروع دين با عقل و تعقل است. بطوري كه به تصريح همه ي مراجع و متخصصين علم فقه در ابتداي رساله هاي عمليه كه بخش ايدئولوژي را عهده دار است آمده است كه انسان بايد در مورد اصول دين تحقيق كند و تقليد كردن در اين خصوص جايز نيست. يعني انسان بايد وارد بخش علم كلام شود و بحثها و استدلال هاي آن را ملاحظه كند و در اين بخش نقد و اشكال نه تنها جايز است بلكه بدان توصيه و تشويق شده است و انسان تا ميتواند بايد چراهاي خود را مطرح كند و با ثماجت تمام دنبال جواب باشد و به نظر بنده دين اگر دين باشد بايد بتواند تمام سوالات بشر را پاسخگو باشد و گرنه بايد بساط خود را جمع كند. با بيان ديگر اسلام پيامش به بشر اين است كه اول بفهم سپس ايمان بياور اول بشناس و بعد از آن قبول كن وطبق آن زندگي كن. اما بخش احكام دين: احكام دين در حقيقت رابطه ي انسان را در سه بخش تنظيم مي كند: 1- رابطه انسان با خودش. مثلا خودكشي حرام است. 2- رابطه انسان با مخلوقات ديگر (انسانها و حيوانات) 3- رابطه انسان با خالق خويش. نميتواند بين مخلوقات و هر چه در اين جهان هست هيچ رابطه اي نباشد و از آنجا كه انسان و جهان را خداوند خلق نموده است و تنها اوست كه از ماهيت و حقيقت انسان و موجودات ديگر و جهان هستي آگاهي كامل دارد پس تنها و تنها او ميتواند رابطه ي درستي براي آنها تعريف نمايد تا با اين رابطه ي درست جهان هستي و انسان بسوي كمال و سعادت و كاميابي حقيقي و فرجامي نيكو در حركت باشد. و انسان چون اطلاعي واقعي از حقيقت و ساخت جهان و مخلوقات ديگر ندارد نمي تواند رابطه اي درست جهت رسيدن به آن فرجام نيكو مشخص كند. بنابراين تمام مكاتبي كه درصدد تعريف و تعيين اين رابطه برآمده اند تلاشي بي فايده نموده اند. با اين حساب بايد هر آنچه از طرف خدا به عنوان وحي در خصوص اعمال و رفتار انسان رسيده است به طور كامل و بدون نقد و سوال اجرا گردد و نقش عقل در اين حوزه فقط درك و فهم وحي و نيز مشخص كردن مصاديق و تطبيق برخي از آنها خواهد بود . پس به طور كلي پس از آنكه انسان با تعقل و تحقيق اصولي را در حوزه جهان بيني برگزيد و بدان ايمان آورد ديگر در بخش احكام و ايدئولوژي به هرآنچه از قرآن و روايات رسيده است ايمان آورده و انحام دهد .
ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم مهر 1385ساعت 18:9 توسط محمد |
|
|
قال النبی (صلی الله علیه وآله): العمر ساعة فاجعلها طاعة.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) فرمودند: عمر ساعتی بیش نیست پس آن را در طاعت الهی قرار ده. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 4:58 توسط محمد |
|
|
بعد از ظهر روز اول ماه رمضون بود كه پس از كلي كار كه بايد انجامش ميدادم و به چند تا از آنها نرسيده بودم خسته و كوفته، تشنه و گرسنه به طرف خونه در راه بودم كه ناگاه صدايي مرا از عالم فكر و خيال بيرون كشيد: آقا ببخشيد ميشه با موبايلتون يه تماس بگيرم ؟ گفتم : خواهش ميكنم . داشت شماره ميگرفت كه تكون خوردن چونه و لباش توجه منو جلب كرد؛ آره داشت آدامس... من يه جوري شدم يه حس خاصي داشتم انگار از خدا خجالت مي كشيدم، احساس ديگه اي هم داشتم ، اينكه وظيفه اي دارم و بايد به گونه اي بهش بگم،بگم كه...داشتم فكر ميكردم كه دوباره همين صدا منو از عالم خيال بيرون كشيد و گوشي رو به من داد: آقا ممنون،بفرماييد ... پرسيدم : معذرت ميخوام امروز اول ماه رمضونه ها. با يه لبخند تلخي گفت: خوب مگه چي شده؟ پرسيدم: شما روزه نيستين؟ انگار يه جوري مي خواست صحبت رو تموم كنه و بره... اين حكايت رو براش تعريف كردم: روزي چند نفر با برداشتن سنگ زور آزمايي ميكردند كه حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) رد ميشدند، فرمودند آيا ميخواهيد برايتان داوري كنم؛ اين جوانها هم با كمال ميل استقبال كردند. حضرت فرمودند: اَشجَعُ الناس مَن غَلَبَ هواه (شجاعترين مردم كسي است كه بر هواي نفس خويش غلبه كند.) به اين جوان گفتم كسي كه نمي تونه چند ساعت جلوي خودشو بگيره و آب نخوره يا غذا نخوره چطور ميتونه بگه كه براي خودش مرديه و يَليه؟ مرد اونه كه به شكمش، هوسش و منيّتش لااقل برا چند ساعت بتونه نه بگه. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 0:30 توسط محمد |
|
|
ماه رمضان ماه تمرين است، تمرين براي روزي ديگر؛ روزي كه همه به نتيجه دست خواهند يافت. منظورم روز قيامت است، و آن روز، چه روز زيبايي خواهد بود شايد گويي: پس چه ميگويي آياتي از قرآن را كه اوصافي ترسناك و هول برانگيز براي آن روز معرفي ميكند؟ درست است و آن روز ، گرچه براي همگان روز باري از هول و وحشت دارد ولي اهل ايمان تكيه گاهي دارند كه براي كفار نيست و آيه 26 سوره فرقان براي كفار هشدار ميدهد كه « و كان يوماً علي الكافرين عسيراً » (آنروز براي كافران روزي سخت خواهد بود) اما نكته ديگري هست كه مرا به ديدن آنروز مشتاق كرده است ، چرا كه در آن روز هرآنچه كه هست همچون آينه اي زلال مقابل هر بيننده اي قرار خواهد گرفت،نه آنچه كه نقابي بر اين «هست» گشته وآنرا دلفريب و زيبا نموده است. در آن روز دروغ و نفاق جرأت ندارند بين حقيقت و هر انسان بيننده فاصله شوند. هر باطني رو خواهد شد و هر نهاني آشكار؛ پس ديگر جايي براي دروغ و كلك و نفاق نخواهد ماند. پس از امروز براي آنروز تمرين كنيم كه هيچوقت بر چهره ي زيباي حقيقت پرده نكشيم و خود واقعي مان را با نقابهاي موقت نشان ندهيم . انشاءالله |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 0:27 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
سلام دوست عزیز
این وبلاگ را جهت بحث در مورد مسائل دین، مخصوصا دین اسلام ایجاد کرده ام. شما میتوانید هر گونه سوالی را که در مورد دین،علی الخصوص دین اسلام دارید در قسمت نظر دهید وارد نمائید. وضعیت تحصیلی و تخصصی من: مشغول به دروس حوزه / دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فلسفه دین در دانشگاه تهران |
|
RSS
|