![]() |
![]() |
|
| سوالات و پاسخهای کلامی، اعتقادی، فلسفی |
|
http://www.baztab.com/news/47415.php اخيرا در يكي از سايتهاي اينترنتي خبري با اين مضمون به چاپ رسيده است كه: «آيا جورج بوش يک دجال است.؟» او خود را برتر از همه و به عنوان رهبر گروه خود معرفي كرد {رهبر ائتلاف عدالت بي پايان} و بعد من شنيدم كه فرد مقدسي به فرد مقدس ديگر ميگفت: چقدر طول مي كشد تا رويايي دانيال تحقق يابد. او جواب داد 2300 روز و شب و اين جنگ {جنگ خاورميانه} شش و نيم سال به طول خواهد انجاميد كه باعث مرگ و مير و خرابيهاي ناباورانه ميگردد. زماني كه من در حال ديدن اين رؤيا بودم و ميكوشيدم آن را بفهمم پشت من كسي ايستاد كه مردي بود {در انجيل پسر خدا} عيسي (ع) و به جبرئيل گفت كه جبرئيل به او بگو كه اي پسر! بدان كه اين رويا به آخرالزمان مربوط ميشود و اين در حالي بود كه او در نزديكي جايي كه بودم آمد و من هم از ترس به سجده افتادم. به نقل از سایت بازتاب:http://com/news/47415.phpwww.baztab. |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 5:34 توسط محمد |
|
|
قال اميرالمؤ منين عليه الصلوة والسّلام :
يا ايهاالناس اقبلوا النصيحة ممن نمصحكم و تلقوها بالطاعه ممن حملها اليكم و اعلموا ان الله سبحانه لم يمدح من القلوب الا اوعاها للحكمه و من الناس الا اسرعهم الى الحق اجابه و اعلموا ان الجهاد الاكبر جهادالنفس فاشتغلوا بجهاد انفسكم تسعدوا وارفضو القيل والقال تسلموا و اكثروا ذكر الله تغنموا و كونوا عبادالله اخوانا تفوزوا لديه بالنعيم المقيم . الا اى مردم نصيحت آنكس كه بشما ((براى خدا)) اندرز و پند ميدهد نيكو بشنويد و اطاعت كنيد و بدانيد كه خدا مدح نگويد ((و دوست ندارد)) مگر دلهائى را كه لايق تر براى آموختن حكمت و معرفتند و زودتر دعوت خدا را اجابت ((و امر او را اطاعت )) مى كنند و بدانيد كه بزرگ ترين جهاد جهاد با نفس اماره است پس آماده شويد و جدا بجهاد با نفس خود بپردازيد تا بسعادت ابد رسيد و قيل و قال را بيك سو نهيد و حرف و گفتگو را بدور ريزيد ((و بكار پردازيد)) تا بساحل سلامت رسيد و خدا را بسيار ياد كنيد تا به ذكر خدا غنيمت بزرگ و لذات ابد يابيد و اى بندگان خدا با هم برادر ايمانى باشيد ((يكدل و يكرنگ با صفا با هم زندگى كنيد)) تا نزد خدا در بهشت نعيم جاودانى بسعادت و فيروزى رسيد. برگرفته از كتاب حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى شرح و ترجمه از استاد محى الدين الهى قمشه اى |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 13:20 توسط محمد |
|
|
طهارت انسان در هر دو بخش ظاهري و باطني، آن موجب افزايش رزق است. اگر طهارت، ظاهري باشد بر رزق ظاهري افزوده ميگردد. منتهي بايد به نكتهاي در بحث رزق توجه كرد و آن اينكه در اصطلاح عامه، آن مقدار از امور مادي را كه صرف خرج ظاهري بدن انسان ميگردد كه مورد نياز اوست و كم و زيادي ندارد، تعبير به رزق ميكنند. زيرا بايد حساب رزق و روزي را از حساب مال و مالداري جدا دانست. چون اگر انساني كمتر از نياز ظاهري خود مال به دست آورد و يا بيشتر از نياز خود مال جمعآوري كند آن مقدار ديگر رزق او نخواهد بود، مگر اينكه انسانها رزقف از بالا آمده را نسبت به هم راهزني كنند. اگر رزق ظاهري افزوده گردد، معلوم ميشود كه خرج ظاهري شخص هم افزوده ميشود و به همراه آن، دست بخشش او نيز نسبت به غير بالا ميرود، در اين صورت او علاوه بر اينكه خرج خودش را تأمين ميكند، خرج آنهايي را هم كه در تحت تكفل اويند تأمين ميكند. اين نيز به منزلة رزق است. مثل اينكه شما بزرگف منزليد، گرچه غذاي خودتان در شبانهروز به يك مقدار كمي است اما چون همسر و فرزند در منزل افزوده شد، و روزي آنها هم از ناحية شما تأمين ميگردد، آن مقدار رزق آنها هم به حساب شما ميآيد. حال اگر كسي منزلش را وسعت دهد تا بتواند همساية فقيرش را نيز تأمين كند در اين صورت اگر بر مالف او افزوده شود، اين افزايش رزقف اوست نه افزايش مال او. اما اگر بيش از مقدار خاص خود مال جمع كند، اين ديگر افزايش مال اوست نه افزايش رزق او. معناي افزايش رزق ظاهري آن است كه اگر شخص اهل طهارت باشد، حلّيت مال او اقتضا ميكند كه ديگران نيز از آن بهرهمند شوند. اما رزق باطني را هيچگاه مقيد به اندازهاي نكردهاند، بلكه فرمودهاند: هرچه طهارت باطني بالا رود بر رزق باطني هم افزوده ميشود تا كسي نگويد من اعمال عبادي را انجام ميدهم تا مثلاً به درجة پنجم از ايمان برسم! خوب چرا نبايد به مرتبة ششم برسد و اصلاً چرا نبايد به درجة دهم ارتقاء يابد؟ چرا توقف كند؟ چرا بالا نرود؟ اينجاست كه راه ازدياد رزقف باطني، باز است زيرا رزق باطني مربوط به جان شخص است و جان نيز يك حقيقت غيرمتناهي است. لذا هرچه بر رزق باطني افزوده شود همه غذاي روح و جان ميشود. همانند اينكه يك درخت هرچه از آب و خاك غذا بگيرد، بزرگتر ميگردد و وسيعتر ميشود و ميتواند براي افراد بيشتري سايهباني كند. نكية ديگر اينكه سايهباني كردن درخت، مقصود اصلي رشد درخت نيست، بلكه مقصود درخت، توسعه يافتن است. بعداز آن ديگران، خود، از وسعت درخت بهرهمند ميشوند. درخت هرگز نميگويد: غذا ميگيرم براي اينكه به ديگران بدهم. بلكه ميگويد: من غذا را براي خودم ميگيرم وقتي قوي شدم و قوت نفساني پيدا كردم خود به خود ديگران از وسعت وجودي من بهرهمند ميشوند. نفس ناطقة انساني نيز مرزوقف رزق باطني است و هرگز در حدّ خاصي مقيّد نميشود بلكه موجودي بيانتهاست و به واسطة گرفتن روزي بالاتر ميرود و آمادةگيرايي بيشتر ميشود و بعداز گرفتن، ديگران خود به خود از او انتفاع ميبرند. برگرفته از کتاب شرح طهارت حضرت استاد صمدی آملی (حفظه الله) |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 13:17 توسط محمد |
|
|
»»
1. در حالى كه اشك مى ريختم ، قمر بنى هاشم عليه السلام رابه حق فاطمه زهرا و ام البنين عليهماالسلام قسم دادم نام كتاب : چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس (ع) جلد سوم با نقل از:http://seratesolook.parsiblog.com/ |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 13:12 توسط محمد |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 13:7 توسط محمد |
|
|
قالَ عَليٌ ( عليه السلام):
فََوْتُ الْحاجَةِاَهْوَنُ مَنْ طَلَبِها اِلي غَيْرِها.
امام علي (ع) فرمودند:
از دست رفتن حاجت دنيا آسانتر و بهتر است از
خواستن آن حاجت از نااهل. (نهج البلاغه) |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم شهریور 1385ساعت 11:51 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
سلام دوست عزیز
این وبلاگ را جهت بحث در مورد مسائل دین، مخصوصا دین اسلام ایجاد کرده ام. شما میتوانید هر گونه سوالی را که در مورد دین،علی الخصوص دین اسلام دارید در قسمت نظر دهید وارد نمائید. وضعیت تحصیلی و تخصصی من: مشغول به دروس حوزه / دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فلسفه دین در دانشگاه تهران |
|
RSS
|