تبليغاتX
پرسشهایی از دین اسلام
سوالات و پاسخهای کلامی، اعتقادی، فلسفی

http://www.baztab.com/news/47415.php

اخيرا در يكي از سايت‌هاي اينترنتي خبري با اين مضمون به چاپ رسيده است كه: «آيا جورج بوش يک دجال است.؟»

 در اين مقاله اينترنتي تلاش شده كه با استناد به علم اعداد (Numberollgy)، پيشگويي‌هاي «نوستر اداموس» طرفداري فرقه شيطان پرستان و ساحران از بوش در جريان انتخابات و پيشگويي‌هاي كتاب مقدس به نوعي اين نكته القا شود كه «جورج بوش» همان دجال و يا «آنتي كريست» ذكر شده در كتاب مقدس است.

بيوگرافي خاصي كه از جورج بوش در ابتداي اين مقاله ارائه شده به اين شرح است: او كسي است كه كوكائين مصرف مي‌كرده و دوستانش او را به عنوان يك الكلي عياش بدخلق مي‌شناسند. و شكست‌هاي تجاري متعددي داشته كه به كمك دوستان ثروتمندش از آنها خلاصي يافته است. وي فرماندار ايالت تگزاس بوده و در طول فرمانداري او در تگزاس بدترين اخبار از اين ايالت گزارش شده است كه به چند مورد آن اشاره مي كنيم كه؛ تگزاس داراي بالاترين آمار كودكان فقير 2/26 درصد در بين ايالات متحده است و 5/24 درصد مردم اين ايالت از بيمه درماني برخوردار نيستند.مطالعات اخير وزارت كشاورزي در مورد ايالت تگزاس نشان مي دهد كه 5 درصد از خانواده هاي تگزاس اكثر اوقات چيزي براي خوردن پيدا نمي كنند.

اين ايالت كمترين هزينه سرانه خدمات اجتماعي را نسبت به ديگر ايالت ها داراست. در پنج سال اخير وي كليدهاي رهايي مردم تگزاس از فقر و تنگدستي را در دست داشت، اما با غروري كاذب سهم طبقات ثروتمند تگزاس در پرداخت ماليات را كاهش داد و از اين راه آنها را مبلغان انتخاباتي خود كرد. تگزاس بيشترين درصد بازداشت ها و زنداني ها را داراست. در تگزاس براي يك سياه آمريكائي 6 برابر يك سفيد پوست احتمال دريافت حكم اعدام وجود دارد، تا يك سفيد پوست براي كشتن يك سياه پوست. در تگزاس براي اولين بار پس از جنگ هاي داخلي يك خانم Karla faye Tucher به مجازات اعدام محكوم شد.

بنا به اين گزارش مدارك مورد استناد اين ادعا عبارتند از: 
اول ـ «تشخيص دجال از طريق علم اعداد»: در انجيل براي اينكه آيا شخصي دجال است و يا خير ، راهي از طريق علم اعداد داده شده است:1 – انجيل مي گويد اين عدد 666 و مربوط به يك مرد است. روش كار به اين شكل است كه به هر يك از حروف لاتين از A تا Z از 1 تا 26 را اختصاص مي دهند كه اگر اين اعداد را براي نام جورج دبليو بوش محاسبه كنيم چنين مي شود:

7 + 5+15+18+7+5 براي جورج ، 18+5+11+12+1+23براي دبليو (Walker) و 8+19+21+2 براي بوش كه جمع همه آنها مي شود 177=7+7+1=15=5+1={6}كه اين اولين شش ماست.

2- مي توان از روي تاريخ تولد وي يعني 6 جولاي 1946 به دست آورد. به اين ترتيب كه اگر ارقام جولاي را كه هفتمين ماه ميلادي است به بقيه اعداد به اين شكل جمع كنيم 7+6+1+9+4+6=33مي شود 33=3+3={6} كه دومين شش را به دست مي آوريم.

3- شش سوم را مي توان با توجه به اين مطلب كه هدف ابتدايي دجال غلبه بر كل جهان و تقديم آن به شيطان است و اولين قدم در اين را فرمانداري تگزاس بوده است پيدا كرد. بوش براي اولين بار در هشتم نوامبر 1994 به فرمانداري تگزاس انتخاب شد كه باز هم اگر ارقام اين تاريخ را با هم جمع كنيم خواهيم داشت: 1+1+8+1+9+9+4=33 33=3+3={6} كه مجددا سومين 6 را با ما مي دهد. حال اگر تاريخ رياست جمهوري رسيدن وي را نيز در نظر بگيريم كه 20 ژانويه 2001 بوده است مجددا به عدد 6 مي رسيم كه مي توانيم آن را جايگزين سومين عدد شش مربوط به دوران فرمانداري او كنيم:
1+1+0+2+0+0+1={6}

نكته حيرت انگيز اينكه چرا پدر وي به هنگام نامگذاري او نام هربوت را قبل از كلمه (Walke) از نام وي حذف كرد؟ آيا آن راهي براي پيشكش پسرش به شيطان نبوده است؟ George= 6 حرف ، WALKER= 6 حرف ، BUSHJR ريشه آلماني آن Busche نيز داراي شش حرف است كه دوباره سه شش را تشكيل مي دهد.

اگر هنوز متقاعد نشده ايد بايد بدانيد كه شانس رخداد چيزي شبيه به حالت فوق به طور اتفاقي و تصادفي 1 در 000/000/000/100 است كه بيش از 16 برابر كل جمعيت بشر است. حال اگر باز هم تصور مي كنيد كه اين يك تصادف است بد نيست به اين ضرب المثل و به تبع آن دومين سند دقت كنيد كه مي گويد: « شخصي را از طرفدارانش بشناس ».

دوم ـ «حمايت گروه‌هاي شيطان پرست»: وي در طول دوران مبارزان اوليه اش در گروههاي شيطان پرست نيوهامپشاير حضور يافت و اين واقعه اي بود كه به طور گسترده در رسانه هاي خبري پوشش داده شد و اين در حالي بود كه يك تجمع نفرت آور از ساحره ها و جادوگران از سراسر نيواينگلند گردهم آمدند تا صعود وي به مقام رياست جمهوري را پيش بيني كرده و جشن بگيرند.

سوم ـ «پيشگويي‌هاي نوسترآداموس»: ميشل نوستر اداموس (1566 – 1503 م) يك پزشك و منجم فرانسوي بود كه كتابي با بيش از 900 پيشگويي درباره حوادث فرانسه و كل جهان نگاشته است. وي پيشگويي‌هاي خود را به صورت مصراع‌هاي آهنگين نگاشته كه به دليل برخورداري از دقت زياد بسيار مورد توجه بوده‌اند. يكي از پيشگويي‌ها كه اخيرا در اينترنت نيز وارد شده اين است كه: هزاره مي‌آيد، ماه دوزادهم، در خانه نيرومندترين قدرت و آدم سبك مغز روستايي مي‌آيد تا ادعاي رهبري كند. وي سپس ادامه مي‌دهد: يك فرد مشكوك از سلطنت دور مي‌شود با اينكه عده زيادي از آن حمايت مي‌كنند و او راي عمومي را به دست مي‌آورد اما گروهي اجازه نمي‌دهند كه او حكمفرما شود. اين مطلب به نظر مي‌رسد كه تماما در مورد (آل گور) رقيب بوش باشد وي اضافه مي‌كند به حكومت رسيدن بوش مصادف با آمدن ستاره دنباله داري است به نام Hale Bop. سال‌هاي 95 تا 97: يعني زمان شروع و آغاز مقدمات مبارزات انتخاباتي بوش و سال 97: يعني زماني كه از وي به عنوان نامزد رياست جمهوري سخن به ميان آمد آخرين حد روشنايي اين ستاره دنباله دار بود. او در ادامه مي گويد:
پس از روي كار آمدن وي، قتل عام شديدي صورت مي‌گيرد و صدها تن به انتقام بر مي‌خيزند و سپس كسي مي‌آيد {از طرفداران بوش } كه مانند «هاني بال» است.

هاني بال ژنرال سياهي بود كه با فيل‌هايش براي تسخير روم حركت كرد اما در نهايت شكست خورد. در اينجا «كالين پاول» سياهپوست كه به طرف عراق (بابل) حركت مي‌كند مورد نياز است. قابل ذكر است كه اين پيشگويي‌ها با تفصيلات بسياري ادامه مي‌يابد كه مجال پرداختن به همه آنها و توضيح دقيق و با جزئيات انها نيست.

چهارم : « پيشگويي‌هاي انجيل»: اين پيشگويي‌ها بر اساس مكاشفه عجيب دانيال نبي است كه تعبير آن اين چنين است: وي (دانيال نبي) مي‌گويد: در ايلام {susa سمت مشرق بابل در عراق} در پيش روي خود قوچي دو شاخ را ديدم {اشاره به صدام حسين} و شاخ‌هاي وي بلند بودند {اشاره به اينكه او چهارمين ارتش ثروتمند جهان را داشت}. يكي از شاخ‌هاي بلندتر از ديگري بود و بعدا بلندتر شد {اشاره به نيروه هاي نظامي عادي و گارد جمهوري عراق دارد كه بعدا شكل گرفت و به هفت لشكر تقسيم شد} اين قوچ را مي‌ديدم كه به سمت شمال {كردها و ايران} و جنوب {كويت} حمله مي‌كند. و هيچ نيرويي نمي‌توانست او را از اين اعمالش باز دارد.

او به بزرگترين قدرت در منطقه تبديل شد. در حالي كه به اين قوچ مي‌انديشيدم. ناگهان بزي با يك شاخ از غرب آمد در حالي كه تمام كره را مي‌پيمود بدون اينكه زمين را لمس كند {اشاره به جورج دبليو بوش و نيروي هوايي وي دارد} او به طرف قوچ دو شاخ آمد و به او با خشم زياد حمله كرد و قوچ توانايي ايستادگي در برابر آن را نداشت. و بز پشت او را به زمين زد. بز خيلي بزرگ و برتر شد اما با وجود قدرتش شاخش شكسته بود {جورج بوش پدر به خاطر تصويب حمله هوايي آمريكا به عراق يكسال بعد رياست جمهوري را از دست داد}. به جاي شاخ قبلي وي چهار شاخ رشد كرد {وي سه پسر و يك دختر داشت كه به دليل «لوسمي 2» فوت کرد} و به جاي آنها شاخ ديگري رشد كرد {اشاره به جورج دبليو بوش} كه ثروتمند بود و به طرف غرب و جنوب رفت {وي بيشتر دوران جواني خود را در قماربازي و شراب خواري گذراند و بعدها به فرمانداري تگزاس رضايت داد و سپس به رئيس جمهوري رسيد} و به طرف سرزمين زيبا {يعني خاورميانه} لشگر كشي كرد.

او خود را برتر از همه و به عنوان رهبر گروه خود معرفي كرد {رهبر ائتلاف عدالت بي پايان} و بعد من شنيدم كه فرد مقدسي به فرد مقدس ديگر مي‌گفت: چقدر طول مي كشد تا رويايي دانيال تحقق يابد. او جواب داد 2300 روز و شب و اين جنگ {جنگ خاورميانه} شش و نيم سال به طول خواهد انجاميد كه باعث مرگ و مير و خرابي‌هاي ناباورانه مي‌گردد. زماني كه من در حال ديدن اين رؤيا بودم و مي‌كوشيدم آن را بفهمم پشت من كسي ايستاد كه مردي بود {در انجيل پسر خدا} عيسي (ع) و به جبرئيل گفت كه جبرئيل به او بگو كه اي پسر! بدان كه اين رويا به آخرالزمان مربوط مي‌شود و اين در حالي بود كه او در نزديكي جايي كه بودم آمد و من هم از ترس به سجده افتادم.

به نقل از سایت بازتاب:http://com/news/47415.phpwww.baztab.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 5:34  توسط محمد | 
قال اميرالمؤ منين عليه الصلوة والسّلام :
يا ايهاالناس اقبلوا النصيحة ممن نمصحكم و تلقوها بالطاعه ممن حملها اليكم و اعلموا ان الله سبحانه لم يمدح من القلوب الا اوعاها للحكمه و من الناس الا اسرعهم الى الحق اجابه و اعلموا ان الجهاد الاكبر جهادالنفس فاشتغلوا بجهاد انفسكم تسعدوا وارفضو القيل والقال تسلموا و اكثروا ذكر الله تغنموا و كونوا عبادالله اخوانا تفوزوا لديه بالنعيم المقيم .

الا اى مردم نصيحت آنكس كه بشما
((براى خدا)) اندرز و پند ميدهد نيكو بشنويد و اطاعت كنيد و بدانيد كه خدا مدح نگويد ((و دوست ندارد)) مگر دلهائى را كه لايق تر براى آموختن حكمت و معرفتند و زودتر دعوت خدا را اجابت ((و امر او را اطاعت )) مى كنند و بدانيد كه بزرگ ترين جهاد جهاد با نفس اماره است پس آماده شويد و جدا بجهاد با نفس خود بپردازيد تا بسعادت ابد رسيد و قيل و قال را بيك سو نهيد و حرف و گفتگو را بدور ريزيد ((و بكار پردازيد)) تا بساحل سلامت رسيد و خدا را بسيار ياد كنيد تا به ذكر خدا غنيمت بزرگ و لذات ابد يابيد و اى بندگان خدا با هم برادر ايمانى باشيد ((يكدل و يكرنگ با صفا با هم زندگى كنيد)) تا نزد خدا در بهشت نعيم جاودانى بسعادت و فيروزى رسيد.


برگرفته از كتاب    حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى  


 شرح و ترجمه از    استاد محى الدين الهى قمشه اى
به نقل از :http://seratesolook.parsiblog.com/

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 13:20  توسط محمد | 

طهارت انسان در هر دو بخش ظاهري و باطني، آن موجب افزايش رزق است. اگر طهارت، ظاهري باشد بر رزق ظاهري افزوده مي‌گردد. منتهي بايد به نكته‌اي در بحث رزق توجه كرد و آن اينكه در اصطلاح عامه، آن مقدار از امور مادي را كه صرف خرج ظاهري بدن انسان مي‌گردد كه مورد نياز اوست و كم و زيادي ندارد، تعبير به رزق مي‌كنند. زيرا بايد حساب رزق و روزي را از حساب مال و مالداري جدا دانست. چون اگر انساني كمتر از نياز ظاهري خود مال به دست آورد و يا بيشتر از نياز خود مال جمع‌آوري كند آن مقدار ديگر رزق او نخواهد بود، مگر اينكه انسانها رزقف از بالا آمده را نسبت به هم راه‌زني كنند. اگر رزق ظاهري افزوده گردد، معلوم مي‌شود كه خرج ظاهري شخص هم افزوده مي‌شود و به همراه آن، دست بخشش او نيز نسبت به غير بالا مي‌رود، در اين صورت او علاوه بر اينكه خرج خودش را تأمين مي‌كند، خرج آنهايي را هم كه در تحت تكفل اويند تأمين مي‌كند. اين نيز به منزلة رزق است. مثل اينكه شما بزرگف منزليد، گرچه غذاي خودتان در شبانه‌روز به يك مقدار كمي است اما چون همسر و فرزند در منزل افزوده شد، و روزي آنها هم از ناحية شما تأمين مي‌گردد، آن مقدار رزق آنها هم به حساب شما مي‌آيد. حال اگر كسي منزلش را وسعت دهد تا بتواند همساية فقيرش را نيز تأمين كند در اين صورت اگر بر مالف او افزوده شود، اين افزايش رزقف اوست نه افزايش مال او. اما اگر بيش از مقدار خاص خود مال جمع كند، اين ديگر افزايش مال اوست نه افزايش رزق او. معناي افزايش رزق ظاهري آن است كه اگر شخص اهل طهارت باشد، حلّيت مال او اقتضا مي‌كند كه ديگران نيز از آن بهره‌مند شوند. اما رزق باطني را هيچ‌گاه مقيد به اندازه‌اي نكرده‌اند، بلكه فرموده‌اند: هرچه طهارت باطني بالا رود بر رزق باطني هم افزوده مي‌شود تا كسي نگويد من اعمال عبادي را انجام مي‌دهم تا مثلاً به درجة پنجم از ايمان برسم! خوب چرا نبايد به مرتبة ششم برسد و اصلاً چرا نبايد به درجة دهم ارتقاء يابد؟ چرا توقف كند؟ چرا بالا نرود؟ اينجاست كه راه ازدياد رزقف باطني، باز است زيرا رزق باطني مربوط به جان شخص است و جان نيز يك حقيقت غيرمتناهي است. لذا هرچه بر رزق باطني افزوده شود همه غذاي روح و جان مي‌شود. همانند اينكه يك درخت هرچه از آب و خاك غذا بگيرد، بزرگ‌تر مي‌گردد و وسيع‌تر مي‌شود و مي‌تواند براي افراد بيشتري سايه‌باني كند. نكية ديگر اينكه سايه‌باني كردن درخت، مقصود اصلي رشد درخت نيست، بلكه مقصود درخت، توسعه يافتن است. بعداز آن ديگران، خود، از وسعت درخت بهره‌مند مي‌شوند. درخت هرگز نمي‌گويد: غذا مي‌گيرم براي اينكه به ديگران بدهم. بلكه مي‌گويد: من غذا را براي خودم مي‌گيرم وقتي قوي شدم و قوت نفساني پيدا كردم خود به خود ديگران از وسعت وجودي من بهره‌مند مي‌شوند. نفس ناطقة انساني نيز مرزوقف رزق باطني است و هرگز در حدّ خاصي مقيّد نمي‌شود بلكه موجودي بي‌انتهاست و به واسطة گرفتن روزي بالاتر مي‌رود و آمادة‌گيرايي بيشتر مي‌شود و بعداز گرفتن، ديگران خود به خود از او انتفاع مي‌برند.

برگرفته از کتاب شرح طهارت حضرت استاد صمدی آملی (حفظه الله)
به نقل از :
http://ostad-samadi.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 13:17  توسط محمد | 
»»  

1. در حالى كه اشك مى ريختم ، قمر بنى هاشم عليه السلام رابه حق فاطمه زهرا و ام البنين عليهماالسلام قسم دادم
نامه جناب آقاى محمد حسين جعفر زاده ، سرهنگ بازنشسته ، از عظيميه كرج به دفتر انتشارات مكتب الحسين عليه السلام :
برادر بزرگوار جناب آقاى حاج شيخ على ربانى خلخالى ، حقير سرهنگ باز نشسته نيروى هوايى ارتش جمهورى اسلامى هستم و درطول جنگ تحميلى داراى مسئوليت هاى متعددى بوده ام و در طول خدمتم كرامت هاى زيادى را از شاهين شكسته بال كربلا، حضرت قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس عليه السلام ديده ام ذيلا بيان مى كنم :
اين جانب با درجه ستوان يكمى در سال 1359 شمسى در پايگاه شكارى دزفول خدمت مى كردم كه به دلايلى ستون فقرات من آسيب ديده . با توجه به اين كه پايگاه چهارم شكارى دزفول هدف حمله هاى سنگين هوايى دشمن بوده تمام خانواده ها را از جمله خانواده خودم را هم از پايگاه به شهرى ديگر تخليه كرده بوديم و خانواده من هم به شهرستان كرج رفته بودند.
شبى در پايگاه دزفول احساس كردم كه نمى توانم بايستم و دارم فلج مى شوم . ابتدا مثل كودكان به صورت چهار دست و پا حركت مى كردم و سپس كلا فلج شدم و ديدم نمى توانم پاهاى خود را حركت دهم و در گوشه منزل فلج و زمينگير شدم و حتى نتوانستم پاى تلفن بروم و به بيمارستان تلفن بكنم و آمبولانسى بخواهم تامرا به بيمارستان انتقال دهند. البته لازم به ياد آورى است كه قبلا به بيمارستان رفته بودم و از طريق بيمارستان به تهران اعزم شده بودم و از طريق بنياد شهيد هم به بيمارستان شهيد مصطفى خمينى منتقل شده بودم و پزشكان معالج مهم آقاى حاج دكتر عزيزى جراح مغز و اعصاب و دكتر جاويدان جراح وارتوپد بودند. به هر حال وقتى كه احساس كردم فلج شده ام در حالى كه حتى نتوانستم دست خود را به كليد برق برسانم و در تاريكى ماندم .
احساس اندوه فراوان مى نمودم كه چه كار مى توانم بكنم . در اين حال كه مستاطل و درمانده شده بودم به حضرت قمر بنى هاشم عليه السلام متوسل شدم و از شدت اندوه ناليدم و يادم هست ايشان را ابتدا به حق حضرت زهراى مرضيه عليهاالسلام و سپس به حضرت ام البنين عليهاالسلام قسم دادم و در حالى كه اشك مى ريختم شفاى خويش را از ايشان خواستم .
خوابم برده بود، در عالم رويا ديدم در زادگاه خودم در كوچه اى در حركت هستم ولى قد خود را خم كرده ام و نمى توانم كاملا درست راه بروم . ناگهان ديدم سيد جوانى بسيار خوش سيما در حالى كه عمامه سياه بر سر داشتند و عبايى سياه به دوش افكنده بودند از روبه رو تشريف مى آوردند. وقتى به ايشان رسيدم ابتدا من خدمتشان سلام عرض كردم ، ايشان با محبت پاسخ سلام مرا فرمودند و سپس مرا با نام كوچك مخاطب قرار داده ، پرسيدند:
چرا اين گونه راه مى روى ؟ عرض كردم : آقا، ستون فقرات امانم را بريده است .
فرمود: نزديك تر بيا. و من اطاعت كردم و نزديك تر رفتم ، دست مبارك را دقيقا به محل درد گذاشتند و فرمودند: اين جات درد مى كند نه ؟ عرض ‍ كردم : بلى .
مختصر فشارى دادند دردى توام با لذت به من دست داد، فرمودند: درد تمام شد، حالا قامت خود را راست كن . من اطاعت كردم ، ايشان خدا حافظى كردند و تشريف بردند. در اين حال همسر پسر عمويم ايستاده بود. از او پرسيدم : دختر عمو اين آقا با اين حسن جمال چه كسى بود؟ ايشان پاسخ دادند: نشناختى ؟ گفتم : نه ، گفت : ايشان حضرت قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس عليه السلام بودند. برگشتم تا بوسه به قدم هايشان بزنم ، تشريف برده بودند. ناگهان با صداى الله اكبر اذان صبح چشم از خواب گشودم . گريه امان نمى داد، در وحله اول فكر مى كردم اگر خواب بوده باشد و شفا نگرفته باشم چه مى شود؟ پيش خودم گفتم : حال كه آقا را زيارت كرده ام ديگر چيزى نمى خواهم . اذان داشت تمام مى شد و بايد نماز صبح رامى خواندم ، يك مرتبه با صداى يا ابوالفضل العباس عليه السلام بلند شدم ديدم الحمدلله شفاى كامل داده شده است .
هم اكنون در بنياد جانبازان كرج پرونده جانبازى من همان گونه نيمه كاره مانده است و در صد جانبازى من (مثلا ستون فقرات چند در صد آسيب اين كه بايستى دكتر عزيزى و جاويدان نظر مى دادند به علت شفاى آن بزرگوار ناقص ماند) مشخص نيست .
صلى الله عليك يا قمر بنى هاشم عليه السلام


نام كتاب :      چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس (ع) جلد سوم
مؤ لف :         
على ربانى خلخالى

با نقل از:http://seratesolook.parsiblog.com/

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 13:12  توسط محمد | 

قال النبي (صلي الله عليه وآله):

 

 

إيّاكُمْ وَ مُجالَسَةِ الْمَوْتي؛ قيلَ يا رسولَ

 

 

اللهِ مَنِ الْمَوْتي ، قالَ: كُلُّ غَنِيٍّ طَغاهُ غِناهُ.

 

 

حضرت محمّد (صلي الله عليه و آله) فرمودند:

 

 

از همنشيني با مردگان بپرهيزيد؛

 

 

 سوال شد: اي رسول خدا  هم نشيني با

 

مردگان چيست؟

 

 

 فرمود: هر ثروتمندي كه ثروتش او را سركش

 

 و متجاوز نموده است.                  (طرائف الحکم)

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 13:7  توسط محمد | 

قالَ عَليٌ ( عليه السلام):

 

 

فََوْتُ الْحاجَةِاَهْوَنُ مَنْ طَلَبِها اِلي غَيْرِها.

 

 

 

امام علي (ع) فرمودند:

 

 

از دست رفتن حاجت دنيا آسانتر و بهتر است از

 

 

 خواستن آن حاجت از نااهل.     (نهج البلاغه)

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 11:51  توسط محمد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام دوست عزیز
این وبلاگ را جهت بحث در مورد مسائل دین، مخصوصا دین اسلام ایجاد کرده ام. شما میتوانید هر گونه سوالی را که در مورد دین،علی الخصوص دین اسلام دارید در قسمت نظر دهید وارد نمائید.
وضعیت تحصیلی و تخصصی من:
مشغول به دروس حوزه / دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فلسفه دین در دانشگاه تهران

پیوندهای روزانه
بيژن نامدار زنگنه، دم خروس آق مهندس و معادله صفر مجهولي
ابراز تاسف آيت الله مهدوي كني از نطق تلويزيوني موسوي
11 سئوال دانشجويان تبريزي از ميرحسين موسوي
نظر سنجي بين ایران و اسرائيل
نظر سنجي بين حماس و اسرائيل
عکس های منتخب احمدی نژاد از نگاه TIME
حقوق نمایندگان خبرگان رهبری چقدر است؟
نظرسنجی جالب از صهیونیست‌ها‌ درباره حمله به ایران
شگفتي آيت‌الله مصباح از تواضع نصرالله
تشييع كم‌نظير مرجع فقيد شيعه بر شانه‌هاي مردم قم
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
پیوندها
دفتر مقام معظم رهبری
موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)
آثار آیت الله مصباح یزدی
دانشگاه ما
حِزبَ الله
من عرف نفسه فقد عرف ربه
مقاومت+پیروزی
محکم
کامران نجف زاده
از نویسنده ی همین وبلاگ
عدل و قضا
تصاوير جالب از مراسم مصلوب شدن مسيحيان
مسجد و كليسا
خلوت عشق
شيطونك شاكي
ماه مبارک رمضان ماه خوبی ها
بسیج طلاب وروحانیون آذربایجان شرقی
غالبون
یکی مثل همه
يك مجنون
آموزش گرامر و ترجمه زبان انگلیسی
www.maktabi.ir
دفتر توسعه‌ي وبلاگ ديني
حزب اللهي
پارازیت،جوونی به وقت فردا
یامهدی (عج)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

sp